گاهی رفتن یک نفر، خروج از سازمان نیست؛
هشدارِ یک روند پنهانه که اگر نادیده بگیریم، تکرار میشود.
در بسیاری از شرکتها استعفا فقط یک «اتفاق» دیده میشود،
اما واقعیت این است که تصمیم به ترک،
مدتها قبل شکل گرفته؛
در بیتوجهیهای کوچک،
در شنیدهنشدنها،
و در لحظاتی که فرد احساس کرده دیگر جایگاهی در آیندهی سازمان ندارد.
در تجربهی من، سه عامل بیشترین نقش را در ماندگاری نیروهای توانمند دارند:
۱) کیفیت رابطه با مدیر
انسانها محیط کار را از نگاه مدیرشان تجربه میکنند.
اگر ارتباط انسانی، روشن و محترمانه نباشد،
هیچ حقوق بالایی نمیتواند فقدان آن را جبران کند.
۲) تصویر روشن از آینده
نیرو باید بداند قرار است به کجا برسد.
وقتی آینده نامعلوم باشد،
انگیزه در سکوت فرسایش پیدا میکندنه در بهترین آدمها.
۳) تجربهی واقعی ارزشمندی
ارزشمندی یعنی تاثیرگذاری، شنیدهشدن و نقش داشتن.
وقتی این حس از بین برود،
حضور فرد فقط «ادامهی کار» نیست؛
تبدیل میشود به «خروجِ آرام».
مدیریت به من یاد داده:
ماندنِ آدمها نتیجهی رفتارهای روزانه است،
نه تصمیمها و شعارهای بزرگ.
و رفتنشان هم یکباره نیست؛
آرام و بیصدا شروع میشود.
سازمانی موفق است که قبل از دیر شدن،
نشانهها را ببیند، گفتوگو کند و مسیر بسازد.
#منابع_انسانی #رهبری_سازمانی #مدیریت #تجربه_کارمند #نگهداشت_نیرو #توسعه_سازمانی #فرهنگ_سازمانی #محمد_دبیری