امشب وقتی همایون شجریان «آمدهام که سر نهم» رو خوند، با خودم فکر میکردم مولانا هشتصد سال پیش چی فهمیده بوده که هنوز حرفاش اینقدر به دل آدم میشینه…
چقدر قشنگ از عشق گفته، از رها شدن، از کنار گذاشتن منیت و دل سپردن به چیزی فراتر از خودمون.
واقعاً عجیبه که یه شعر بعد از این همه سال، هنوز اینقدر زندهست و با صدای همایون یه حالوهوای دیگه پیدا میکنه.
امشب تو شیراز حسابی کیف کردم.
چقدر خوبه که چنین میراثی داریم و هنوز میتونیم باهاش زندگی کنیم. ❤️