سال 1389، روزی که پدرم این خانه را خرید، در چشمانش برق خاصی بود. برق شوق مردی که بعد از سال ها کار و تلاش، جایی را پیدا کرده که قرار است پناهگاه آرامش و خاطره هایش شود. خانه ای دوبلکس، در دل کوچه ای بن بست و آرام، جایی که نسیم خنک از سمت دریا می آید و صدای پرنده ها صبح را آغاز می کند.
از همان روزهای اول، دلش می خواست اینجا فقط یک خانه نباشد. با دستان پر از مهرش، خاک حیاط را زیر و رو کرد برای کاشتن زندگی. نهال های پرتقال خونی و تامسون، نارنگی های شیرین، گلابی های آبدار، انارهای سرخ، انجیر، خرمالو، گوجه سبز و گلابی جنگلی… هر بهار، شکوفه های سفید و صورتی شان فضای خانه را زیبا می کرد و هوای خانه را پر از عطر لطیف و نویدبخش.
این خانه شاید ظاهرش ساده باشد — یک ویلای 120 متری دوبلکس با حیاطی کوچک — بدون استخر و جکوزی و میز بیلیارد و کلی امکانات و تفریحات. اما هر گوشه اش بوی خاطره، بوی غذای محلی، زندگی، محبت و مهمان نوازی می دهد. خانه ای که وقتی پا روی حیاطش می گذاری، با تمام وجود می گویی:این جا… خانه ی من است.
228 م زمین
120 م بنا
سند رسمی تک برگ
با احترام، به خریدار واقعی تخفیف داده میشه
لطفاً هرگونه مشکل یا نقص مرتبط با آگهی را گزارش دهید
گزارش آگهی
یاداشت من
یادداشت تنها برای شما قابل دیدن است .
ثبت امتیاز برای آگهی
پس از بررسی دقیق اطلاعات ملک، نظر خود را دربارهی مطابقت آگهی با واقعیت، عکسها، قیمتگذاری و سایر ویژگیها ثبت کنید تا به دیگران برای تصمیمگیری بهتر کمک کنید.