در تمام زندگی مان هیچ وقت از تلاش کردن دریغ نکردیم. یک زمانی فکر می کردیم پرستاری مقدس ترین شغل دنیاست؛اما امروز در دنیایی زندگی می کنیم که حتی داشتن یک سقف ساده و آرام، تبدیل به یک رویای دور از دسترس شده.
روزی پنج ساعت روی موتور، زیر آفتاب و گرما، دنبال خانه می گردیم؛ خانه ای که بتوانیم با درآمد دو نفر، فقط اجاره اش کنیم. نه خانه ای لوکس، نه متراژ عجیب و نه زندگی آن چنانی…
فقط آرزو دارم یک خانه ی نود متری، نزدیک پارک پردیسان داشته باشیم؛ جایی که وقتی شب می شود، بتوانیم دست هم را بگیریم و بدون فکر کردن به هزار و یک مشکل، برویم چند قدمی راه برویم… همین!اما میشنوم…پنجاه میلیون دیگر چه عددی است؟
چرا برای داشتن یک خانه باید این قدر دوید و باز هم نرسید؟
دردناک ترین قسمت ماجرا این است که با تمام این تلاش ها باز باید بدویم.باز خسته شویم.
و باز، با تمام توانمان، بیست قدم عقب تر از بقیه بایستیم.
خسته ایم… نه از کار کردن؛
از اینکه هرچقدر می دویم، باز هم به همان زندگی ساده ای که حقمان می دانستیم نمی رسیم.
کاش یک روز، بگوییم:
بالاخره رسیدیم همین قدر ساده، همین قدر معمولی، همین قدر خوشبخت.
لطفاً هرگونه مشکل یا نقص مرتبط با آگهی را گزارش دهید
گزارش آگهی
یاداشت من
یادداشت تنها برای شما قابل دیدن است .
ثبت امتیاز برای آگهی
پس از بررسی دقیق اطلاعات ملک، نظر خود را دربارهی مطابقت آگهی با واقعیت، عکسها، قیمتگذاری و سایر ویژگیها ثبت کنید تا به دیگران برای تصمیمگیری بهتر کمک کنید.