همیشه برام جالبه که بحرانها مثل یه آینهان؛ نشون میدن آدمها چجوری با سختی روبهرو میشن.
یه عده همون اول قفل میکنن و همهچی رو با ناامیدی میبینن.
ولی یه عده دیگه راه دیگهای رو انتخاب میکنن؛ میشینن، فکر میکنن، مسیر تازه میسازن.
توی یکی از مقالههای هاروارد بیزنس ریویو خونده بودم که شرکتهایی تو بحرانها دوام میارن که سه کار مهم رو بلدن:
۱. سریع خودشونو با شرایط جدید وفق میدن.
۲. شفاف با تیم و مشتریهاشون حرف میزنن، حتی وقتی خبر خوب ندارن.
۳. بحران رو پایان نمیبینن، شروع یه فصل تازه میبینن.
این نگاه برای من همیشه یه چراغ بوده.
هر بار اوضاع سخت شد، بهجای اینکه بشینیم و غر بزنیم، جمع شدیم دنبال راهحل. یه وقت کمپین تعریف کردیم، یه وقت شرایط خرید رو سادهتر کردیم، یه وقت تهاتر آوردیم وسط.
نتیجههاش هم همیشه یادآوری کرد که امید، فقط توی عمل معنا پیدا میکنه.
برای من، اینجور تجربهها فقط یه اتفاق اقتصادی نیست؛ درسیه برای زندگی. اینکه سختی میاد و میره، ولی چیزی که میمونه انتخاب ماست: ناامیدی یا ساختن.
⸻
#بحران #امید #راه_حل #تابآوری
#مدیریت #محمد_دبیری #ساختن #بیزینس #رشد #تجربه_ساخت_۳۰۰۰واحد